تبليغاتX
خنده و تفریح -
 

یه بنده خدائی یه جسد می بره پزشكی قانونی.
بهش میگن: چطور مرده؟ 
میگه: سم خورده.
میگن: پس چرا زخمیه؟ 
میگه: آخه نمی خورد.

 

 به معتادي گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز.
 گفت : چلا پنجه مي کشي؟ 
چلا شيشه مي شکني؟ 
چلا هف نمي زني ؟ 
چلا هشتي ناراحت؟

 

به يك اسكلت مي گن يك دروغ بگو ....
مي گه:  تپلو يم  تپلو

تو تيمارستان نوار کاست نوحه مي ذارن همه پا ميشن مي رقصن به جز يکي
ميگن اين حتما سالمه
ازش مي پرسن تو چرا نمي رقصي ؟ 
ميگه:آخه من عروسم

توی زندگی انتخاب 2 چیز خیلی سخته .؟
یکی زن و یکی هم هندوونه

 

يه روز يه گنجشكه مي خوره به يه موتوريه ميوفته زمين
 بلند مي شه می بینه كه تو قفسه,
به خودش مي گه :اههههههههههههه موتوريه مرده!!!

یه روزسه تا مرغ رو درمدرسه ي مرغ ها مي گيرن مي برن دفتر.
به اولي ميگن تو چكار كردي؟
ميگه من ادامس خوردم.
به دومي ميگن تو چكاركردي؟ 
ميگه من شلوغ كردم.
به سومي ميگن تو چكاركردی؟
میگه من عكس خروس تو جيبم بود.

 

به دختره مي گن اگه دنيا رو بهت بدن چي كار مي كني ??
مي گه من فعلا مي خوام درسمو ادامه بدم
.

نوشته شده توسط reza در جمعه چهارم آبان 1386 |